الصحیفة السجادیة الجامعة /الدعاء 101
دعای صد و یک – هنگام درخواست عفو و رحمت
دعای درخواست بخشش و رحمت الهی:
این دعا سی و نهمین دعا از ادعیه صحیفه سجادیه و صد و یکمین دعا از مجموعه دعاهای صحیفه جامعه می باشد.
حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) در نخستین فراز دعای درخواست بخشش و رحمت الهی از شهوت در انجام حرام ها، حریص بودن به گناه و آزار رساندن دیگران به خداوند متعال پناه برده اند و سپس طلب آمرزش برای کسانی دارند که دینی از امام بر گردن آنها می باشد.
در حقیقت امام سجاد(علیه السلام) در دعای درخواست بخشش و رحمت الهی با گذشت و عفو بدی های دیگران خود را سزاوار رحمت الهی می کنند و پاداشی درخور از فضل خداوند تقاضا دارند.
چهارچوب اصلی دعای درخواست بخشش و رحمت الهی، به مباحثی چون درخواست خشکاندن ریشه های گناه، تقرب به خدا با گذشت از دیگران، هلاکت انسان در صورت محرومیت از رحمت الهی، ستم انسان بر خود با انجام گناه، درخواست الگو بودن برای سعادتمندان، لزوم رعایت اعتدال در خوف و رجا، پرهیز از ناامیدی و امید گناهکاران به بخشش فرمانروای هستی پرداخته است.
مضامین بلند دعای درخواست بخشش و رحمت الهی در فرازهای میانی به نفس و روح انسان اشاره می کند و حضرت سجاد (علیه السلام) از ستم کردن بر نفس خود به خداوند پناه برده و تمنای سهل گیری و بخشش از آن مقام کبریایی دارند.
نکته طلایی دعای درخواست بخشش و رحمت الهی تأثیر عفو و گذشت بر تعالی روح انسان می باشد.
اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَاکْسِـرْ شَهْوَتِی عَنْ کُلِّ مَحْرَمٍ، وَازْوِ حِرْصِی عَنْ کُلِّ مَأْثَمِ، وَامْنَعْنِی عَنْ أَذىٰ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَهٍ وَمُسْلِمٍ وَمُسْلِمَهٍ.
خداوندا بر محمّد و آلش درود فرست و بنای شهوتم را از هر حرامی در هم شکن و خواسته و طمع شدیدم را از هر معصیتی دور دار و مرا از آزردن هر مرد مؤمن و زن مؤمنه و هر مرد مسلمان و زن مسلمه باز دار.
اَللّٰهُمَّ وَأَیـُّمَا عَبْدٍ نَالَ مِنِّی مٰا حَظَرْتَ عَلَیْهِ، وَانْتَهَکَ مِنِّی مٰا حَجَزْتَ عَلَیْهِ، فَمَضیٰ بِظُلاٰمَتِی مَیِّتاً، أَوْ حَصَلَتْ لیٖ قِبَلَهُ حَیّاً، فَاغْفِرْ لَهُ مٰا أَلَمَّ بِهِ مِنِّی، وَاعْفُ لَهُ عَمّٰا أَدْبَرَ بِهِ عَنِّی، وَلاٰ تَقِفْهُ عَلیٰ مَاارْتَکَبَ فِیَّ، وَلاٰ تَکْشِفْهُ عَمَّا اکْتَسَبَ بیٖ، وَاجْعَلْ مٰا سَمَحْتُ بِهِ مِنَ الْعَفْوِ عَنْهُمْ، وَتَبَـرَّعْتُ بِهِ مِنَ الصَّدَقَهِ عَلَیْهِمْ، أَزْکیٰ صَدَقَاتِ الْمُتَصَدِّقِینَ، وَأَعْلیٰ صِلاٰتِ الْمُتَقَرِّبِینَ، وَعَوِّضْنِی مِنْ عَفْوِی عَنْهُمْ عَفْوَکَ، وَمِنْ دُعَائِی لَهُمْ رَحْمَتَکَ، حَتّٰى یَسْعَدَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنّٰا بِفَضْلِکَ، وَیَنْجُو کُلٌّ مِنّٰا بِـمَنِّکَ.
خداوندا هر بندهای نسبت به من مرتکب کاری شده که آن کار را بر او حرام کردی؛ یا پردۀ حرمت مرا که دریدنش را بر او ممنوع کردی، دریده؛ پس زیر بار ستمی که بر من داشته مرده؛ یا در حالی که هنوز زنده است، حقّی از من برعهدۀ او ثابت است؛ پس او را نسبت به ستمی که بر من روا داشته بیامرز و در رابطۀ با حقّی که از من پایمال کرده از او گذشت کن و دربارۀ آنچه با من کرده او را دنبال نکن و به خاطر گناهانی که با ستم بر من مرتکب شده رسوایش نساز و این عفو و گذشتم را از آنان و چشمپوشی و کار نیکی که بدون چشمداشت نسبت به آنان انجام دادم، از پرفایدهترین صدقات صدقه دهندگان و بالاترین عطاهای مقرّبین پیشگاهت، قرار ده. و در برابر گذشت من از آنان عفوت و در مقابل دعایم برای آنان رحمتت را عوض قرار ده؛ تا هر یک از ما به سبب فزون بخشیات سعادتـمند شویم؛ و هر کداممان بهخاطر احسانت رستگار گردیم.
اَللّٰهُمَّ وَأَیُّـمٰا عَبْدٍ مِنْ عَبِیدِکَ أَدْرَکَهُ مِنِّی دَرَکٌ، أَوْ مَسَّهُ مِنْ نَاحِیَتِی أَذًى، أَوْ لَحِقَهُ بیٖ أَوْ بِسَبَبِی ظُلْمٌ فَفُتُّهُ بِحَقِّهِ أَوْ سَبَقْتُهُ بِـمَظْلَمَتِهِ، فَصَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَأَرْضِهِ عَنِّی مِنْ وُجْدِکَ وَأَوْفِهِ حَقَّهُ مِنْ عِنْدِکَ، ثُمَّ قِنِی مٰا یُوجِبُ لَهُ حُکْمُکَ، وَخَلِّصْنِی مِمّٰا یَحْکُمُ بِهِ عَدْلُکَ، فَإِنَّ قُوَّتِی لاٰتَسْتَقِلُّ بِنَقِمَتِکَ، وَإِنَّ طَاقَتِی لاٰتَنْهَضُ بِسُخْطِکَ، فَإِنَّکَ إِنْ تُکَافِنِی بِالْحَقِّ تُهْلِکْنِی، وَإِلّٰا تَغَمَّدْنِی بِرَحْمَتِکَ تُوبِقْنِی.
خداوندا هر یک از بندگانت که از سوی من صدمهای به او متوجّه شده، یا از سوی من آزاری به او رسیده، یا از من یا به سبب من ستمی بر او شده و از پی آن ستم، به گونهای حقّش را پایمال کردهام که بازگرداندن آن حق برایش ممکن نیست؛ یا با حقّی که بر عهدۀ من دارد، چنان از او پیشی گرفتهام و از دستش فرار کردهام که یافتـن من برای گرفتـن حقّش به هیچ عنوان برایش میسّـر نیست؛ در عین همۀ این امور بر محمّد و آلش درود فرست و آن صاحب حق را به توانگری خود از من راضی کن و حقّش را به طور کامل از نزد خود بپرداز. و مرا از عقوبتی که بر اساس فرمانت مستحق آن شدهام حفاظت کن؛ و از کیفری که عدالتت به آن حکم میکند نجاتم ده؛ زیرا نیروی من تاب عذاب تو را ندارد و برای طاقت من امکان تحمّل خشم تو نیست. به درستی که اگر مرا بر پایۀ حق مکافات کنی، هلاکم میکنی؛ و اگر به رحمتت نپوشانی، به نابودیام میاندازی.
اَللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْتَوْهِبُکَ یٰا إِلٰهیٖ مٰا لاٰیَنْقُصُکَ بَذْلُهُ، وَأَسْتَحْمِلُکَ مٰا لاٰیَبْهَظُکَ حَمْلُهُ، أَسْتَوْهِبُکَ یٰا إِلٰهیٖ نَفْسِیَ الَّتِی لَمْ تَخْلُقْهَا لِتَمْتَنِعَ بِهٰا مِنْ سُوءٍ، أَوْ لِتَطَرَّقَ بِهٰا إِلیٰ نَفْعٍ، وَلٰکِنْ أَنْشَأْتَهَا إِثْبَاتاً لِقُدْرَتِکَ عَلیٰ مِثْلِهَا، وَاحْتِجَاجاً بِهٰا عَلیٰ شَکْلِهَا، وَأَسْتَحْمِلُکَ مِنْ ذُنُوبِی مٰا قَدْ بَهَظَنِی حَمْلُهُ، وَأَسْتَعِینُ بِکَ عَلیٰ مٰا قَدْ فَدَحَنِی ثِقْلُهُ،
خداوندا از تو بخشیدن چیزی را میخواهم که بخشیدن آن، چیزی از تو نـمیکاهد؛ و باری را میخواهم از دوشم برداری که برداشتـن آن، بر تو دشوار و گران نیست. ای خدای من! از تو میخواهم که وجودم را به من ببخشی؛ وجودی که آن را خلق نکردی تا به وسیلۀ آن خودت را از شـرّی باز داری، یا به سبب آن به سودی راه یابی؛ بلکه آن را آفریدی تا قدرتت را بر آفرینشِ نظیر آن به اثبات رسانی و برهان و حجّتی بر ایجاد مانند آن در آخرت قرار دهی؛ و از تو درخواست میکنم بار گناهانی که حمل آن، مرا گران بار ساخته، از دوشم برداری؛ و از تو نسبت به آنچه سنگینیاش مرا به زانو درآورده، یاری میطلبم،
فَصَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَهَبْ لِنَفْسِی عَلیٰ ظُلْمِهَا نَفْسِی، وَوَکِّلْ رَحْمَتَکَ بِاحْتِمَالِ إِصْـرِی، فَکَمْ قَدْ لَحِقَتْ رَحْمَتُکَ بِالْمُسِیئِینَ، وَکَمْ قَدْ شَمِلَ عَفْوُکَ الظَّالِمِینَ. فَصَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَاجْعَلْنِی أُسْوَهَ مَنْ قَدْ أَنْهَضْتَهُ بِتَجَاوُزِکَ عَنْ مَصَارِعِ الْخَاطِئِینَ، وَخَلَّصْتَهُ بِتَوْفِیقِکَ مِنْ وَرَطَاتِ الْمُجْرِمِینَ، فَأَصْبَحَ طَلِیقَ عَفْوِکَ مِنْ إِسَارِ سُخْطِکَ، وَعَتِیقَ صُنْعِکَ مِنْ وَثَاقِ عَدْلِکَ،
پس بر محمّد و آلش درود فرست و وجودم را به خاطر ستم بر خودم بر من ببخش و رحمتت را به برداشتـن بار سنگین گناه از دوشم، بر من بگمار؛ چه بسیار رحمتت به بدکاران رسیده و چه فراوان گذشت و عفوت شامل ستمکاران شده. پس بر محمّد و آلش درود فرست و مرا الگوی کسانی قرار ده که آنان را به گذشتت از افتادن در پرتگاههای خطاکاران سـرِ پا نگاه داشتهای و به توفیقت از ورطههای تبهکاران رها کردی، پس در سایۀ گذشتت از اسارت خشمت رها شد و به دست احسانت از بند عدالتت به آزادی رسید،
إِنَّکَ إِنْ تَفْعَلْ ذٰلِکَ یٰا إِلٰهیٖ تَفْعَلْهُ بِـمَنْ لاٰیَجْحَدُ اِسْتِحْقَاقَ عُقُوبَتِکَ، وَلاٰ یُبَـرِّئُ نَفْسَهُ مِنِ اسْتِیجَابِ نَقِمَتِکَ، تَفْعَلُ ذٰلِکَ یٰا إِلٰهیٖ بِـمَنْ خَوْفُهُ مِنْکَ أَکْثَـرُ مِنْ طَمَعِهِ فِیکَ، وَبِـمَنْ یَأْسُهُ مِنَ النَّجَاهِ أَوْکَدُ مِنْ رَجَائِهِ لِلْخَلَاصِ، لاٰأَنْ یَکُونَ یَأْسُهُ قُنُوطاً، أَوْ أَنْ یَکُونَ طَمَعُهُ اغْتِـرَاراً بَلْ لِقِلَّهِ حَسَنَاتِهِ بَیْنَ سَیِّئَاتِهِ، وَضَعْفِ حُجَجِهِ فیٖ جَمِیعِ تَبِعَاتِهِ،
ای خدای من! اگر این گونه رفتار کنی، دربارۀ کسی رفتار کردهای که استحقاق عذابت را انکار نـمیکند؛ و خود را از سزاوار بودن نسبت به خشمت تبـرئه نـمینـماید. ای خدای من! این رفتار را با کسی میکنی که ترسش از تو، از امیدش به تو بیشتـر است؛ و نومیدیاش از نجات، از امیدش به رهایی شدیدتر است؛ نه اینکه نومیدیاش از باب یأس از رحمت تو، یا امیدش بر اساس مغرور بودن به کرم تو باشد؛ بلکه از این جهت است که خوبیهایش نسبت به گناهانش اندک و دلایلش در مورد وظایفی که برعهدهاش بوده، سست و بیپایه است،
فَأَمَّا أَنْتَ یٰا إِلٰهیٖ فَأَهْلٌ أَنْ لاٰیَغْتَـرَّ بِکَ الصِّدِّیقُونَ، وَلاٰ یَیْأَسَ مِنْکَ الْمُجْرِمُونَ، لِأَنَّکَ الرَّبُّ الْعَظِیمُ الَّذِی لاٰیَـمْنَعُ أَحَداً فَضْلَهُ، وَلاٰ یَسْتَقْصِی مِنْ أَحَدٍ حَقَّهُ، تَعَالیٰ ذِکْرُکَ عَنِ الْمَذْکُورِینَ وَتَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُکَ عَنِ الْمَنْسُوبِینَ، وَفَشَتْ نِعْمَتُکَ فیٖ جَمِیعِ الْمَخْلُوقِینَ، فَلَکَ الْحَمْدُ عَلیٰ ذٰلِکَ یٰا رَبَّ الْعَالَمِینَ.
ای خدای من! شایستهای که اهل صدق و صفا در راستگویی و درستکرداری به تو مغرور نشوند؛ و گنهکاران از تو ناامید نگردند؛ زیرا تو پروردگار بزرگی هستی که احسانت را از احدی منع نـمیکنی و در گرفتـن حق خود به کسی سختگیری روا نـمیداری. یادت از یاد شدگان برتر است و نامهایت از آنچه که منسوبین به آن نامیده میشوند، پاک و منزّہ است؛ و نعمتت در میان تـمام آفریدهها پراکنده و پخش است. تو را بر تـمام آنچه از اوصافت بیان شد سپاس؛ ای پروردگار جهانیان!
منبع: سایت منتظر
blog.montazer.ir/sahife